برچسب:
نویسنده: پرهام حیدری
کوچه خاطره انگیز من
من در دامنه کوهی بزرگ شدهامکه دهاتیان صادق سادهدلامتداد روشنی را با آن اندازه میگرفتند.من در دامنه کوهی بزرگ شدهامو شب در آغوش ماه میخفتمو جام جام، ستاره مینوشیدمو با پرواز عاشقانه آفتاب آسمان را کران تا کران زیر پر میگرفتم. ***
من، روحم را عاشقوار به کوهستانهایی بخشیدهامکه شب، ماه برجبینشان بوسه میزند و بامداد، خورشید.
توفان دریاهااز کوهستانهای سرزمین من سرچشمه میگیرندکوهستانهای سرزمین مناستوارتر از آنندکه توفان خاکآلو
برچسب:
نویسنده: پرهام حیدری
کوچه خاطره انگیز من
باغ بیبرگی كه میگوید كه زیبا نیست؟...باغ بیبرگیخندهاش، خونی است اشكآمیزجاودان بر اسبِ یالافشانِ زردش میچَمَد در آن
پادشاه فصلها، پاییز.
#مهدی_اخوان_ثالث
Photo by S.Dehqan
نوشته شده در جمعه هفتم آبان ۱۳۹۵ ساعت ۹:۳۲ ب.ظ توسط صادق دهقان
|
اين جا را به عشق كابل شه نامه اي و به ياد زادگاه نازنینم، «چنِداوُل» ناميده ام. چنداول، واژه ای ترکی ا
برچسب:
نویسنده: پرهام حیدری
کوچه خاطره انگیز من
100 روز از رویداد خونین دوم اسد 1395 در میدان دهمَزَنگ کابل گذشت و در آستانه اولین سالگرد جنبش تبسّم قرار داریم.
ــــــــــــــOـــــــــــــــ
در این سکانس
آسمان، ابری است
شنریزهها
شهر را پوشاندهاند
و در میدانگاهی، احاطه شده از چارسو
فرمان امیری میخوانند با صدای بلند:
چشمهاشان را نمیخواهم جز به زخم
دستهاشان را جز به رنج
سرهاشان را جز به رقص
خانههاشان را جز گور.
در سکانس قبل
آسمان، تلخ است
میدانگاهی، فرو رفته در تکهپا
برچسب:
نویسنده: پرهام حیدری